سلام دوستان عزیز امیدوارم که حال همه شما دوستان خوب باشه چی کر می کید با زندگی؟ من که دارم با مشقت می گذرونم فصل زرد رو نمی بینم درس ها دارن رو به سخت شدن دارن میرن مخصوصا ریاضی که اصلا من خوشم ازش نمیاد ولی دلخوشی های جدیدی برای آدم به وجود میاد مثله همکلاسی ها که هر هر کدوم فک می کنم یک یا دو سال اختلاف سنی با دایناسور ها دارن یا بچه های کلاس ما بزرگ ترن یا دایناسورها اینشو هنوز نفهمیدم گروه های دیگه خوب هستن ولی به قول معروف مبارک صاحبش باشه ما که نمی تونیم حرفی بزنیم در کل ما اگه بخوایم به شهرعزیزمون برگردیم روز های سه شنبه و چهارشنبه میام و بقیه روز ها کلاس داریم قابل توجه فصل زرد اگه اتفاقی به بلاگ ما سر زد که حد اقل روز های سه شنبه وچهار شنبه رو برای دیدن بازار انتخاب کنه راستی جا داره از تمامی دوستانی که نظر دادن و من هنوز جواب نظرشون رو ندادم عذر خواهی کنم و تمامی دوستان که واقعا از دوری من لذت میبرن (شوخی کردم بابا) باور کنید نمی تونم زود به زود آپ کنم آره اونجا یعنی صحنه خیلی مشکلات داره که نمیشه بیشتر اونها رو نام برد ولی مشکلات خورده ریزش اینه که مثلا کم تر غذا می خوریم بگزریم داشگاهمون هم کوچیکه و هر کارت زیر ذره بینه م دیگه کم کم باید برم
دوستای گلم یه سوال ازتون دارم دوست دارم هم جوابمو بدین یک سوال وجدانی هستش من که فصل زرد رو دوست دارم و می خوامش تا پای جون ولی اگه یه نفر از دانشگاه رو فقط به عنوان دوست انتخاب کنم به نظر شما درسته من البته این کار رو نکردم ها ولی اگه یه زمانی شرایط جور شد می تونم این کار رو بکنم یا نه من که خودم صد سال دلم راضی می شه ولی کلا میگم تازه دوستیمون هم کوتا مدت خواهد بود چون من ترم دیگه به هول قوه الهی به شهر خودمون بر میگردم خیلی دوست دارم جواب شما دوستان عزیز رو بدونم
شادکام وکامیاب باشید تا پست بعد همه شما رو به خدای بزرگ می سپارم .