سلام به همه دوستان شرمنده تک تک همتون هستم نمیدونم چطور این میشه این بی وفایی رو جبران کنم بعد یک ماه برگشتن واقعا رو می خواد از همتون معذرت می خوام تا حالا خودم رو به این بی خیالی ندیدم دوستان نمیدونم چرا هر دفعه که میام یه جورایی اعصابم خورده ویه اتفاق بدی برام افتاده روزه شنبه از یه مرگ حتمی نجات پیدا کردم و تا حالا خودم رو بی غیرت ندیدم داشتم کشته می شدم ولی نشدم جریان از این قرار بود که با دوستم یه جر بحث ساده صبحش تبدیل شد به چاقو کشی دوستم اگه اول کمک خدا و بعد فرضی خودم نبود اون مطلب قبل می شد آخرین آپم منهیچ کاری نکردم بجز انداختن خودم ازیک شر اساسی می تونستم بیشتر به دعوا ادامه بدم ولی میدونستم خودم یا دوستم بالاخره یکیمون چاقو می خورد اگه از کسایی که منو میشناسن وباهام زندگی می کنن بپرسی در موردم می گن بس آزار تر از تو کسی تو این دنیا نیست البته درست بود که بحث اولیه از طرف من بود ولی چون حرف حق تلخ دوستم این جوری شد حالا وقتی با خودم تنها میشم فقط در مورد موضوع شنبه فکر می کنم از شما دوستای خوبم تشکر می کنم به خاطر این که دعا برام کردین و موجب شدین که بدون مشروطی همه درسهام قبول بشم ممنون از همگیتون شاید با نظرهاتون منو از این دغدغه فکری در بیارین راستی اگه باز تا مدتی آفتابی نشدم بدونید مشکلاتم چند برابر شده دوستدار شما علی
شادکام وکامیاب باشید